چهارم دی ۱۴۰۱
سارا
در خلاصه داستان فیلم نوشته بود، روابط ممنوع یا نامتعارف یا یه همچین چیزایی. هیچ کجای فیلم من این قضیه رو ندیدم! با این که دو تا دختر با هم رابطه داشته باشن دقیقن مثل یک دختر و یک پسر برخورد شده بود، فقط مسئله زنا تا یه جایی جلب توجه میکرد، تا قبل این که بفهمیم اساس هر چیزی دیدیم و فهمیدیم روی نقشه کلاهبردارانه استوار بوده.
فیلم کاملن کلاسیک و ایدهآل، هالیوودپسند و هالیوودساخت بود. من از مقام مقایسه نگاه میکنم و خیلی بهم کمک میکنه؛ مقایسه میکنم با یکی از دو بهترین فیلمی که دیدم (لااقل کرهایش)، oldboy. در آخر اون فیلم هم اتفاقی مشابه چیزی که ما در آگاشی میبینیم افتاد، یه واقعیت بزرگ از دید ما مخفی شده بود که با فهمیدنش بنیاد دانستهها و دیدهشدههامون بر فنا رفت؛ اما، اون در یک لحظه اتفاق افتاد و نیمه دوم فیلم به فلشبک از زاویه دید شخصی دیگه نگذشت، یک لحظه بود... اثرش رو گذاشت... تموم شد و رفت و ما رو با دهان باز تنها گذاشت. آگاشی در دو نیمه بسیار بزرگ داره یک ماجرا رو روایت میکنه. اتفاقات رو تکرار میکنه. این مدل ساختار رو زیاد دیدم و دیگه تثبیتشده است، اگر درون این ساختار خلاقیت و چیز جدیدی به چشمم نیاد قشنگ یک نمره کامل از نمره تمام فیلم در ذهنم کم میکنه.
حالا میخوام بپردازم به تعریف از فیلم. بازیگرها کاربلد و بسیار بسیار مناسب نقشی که براش انتخاب شدن، خصوصن و به ویژه، کیم تری! چهره این زن یک مدل سادگی و معصومیتی رو بازتاب میده که مایههای خنگی داره! چی رو توصیف کردم؟! دقیقن نقشی که در فیلم داشت رو! و به نظرم رسید در صحنه آخر که بازیگر مرد داره با تمام وجود چیزی که در جریانه رو حس میکنه، این ادراکات قویِ یک بازیگر رو من از حالت چهره و اکت بدنیش میفهمم.
دوربینی که حرکت میکرد و جلو میرفت یا عقب میاومد تا هیبت یک تصویر رو بالا ببره، من رو عاشق خودش کرد. مثلن عقبگرد میکنه تا کل نمای دهشتانگیز و رازآلود یک ساختمون یا یه اتاق رو نشونمون بده، یکهو زوم میکنه روی چهره یک شخص تا اون حالت ترسناک و عجیب چشمها و ابروها رو ناگهان مقابل دیدمون بذاره و تأثیرش رو چندبرابر کنه.
و در نهایت، داستان از یک رمان انگلیسی الهام گرفته بود و عجیب با خود خشونت شرقی پیوند داشت. یعنی انتخاب داستانی برای اقتباسشون هم خیلی حسابشده و درست بود، و این که این داستان رو برگردوندن در زمان جنگ ژاپن و کره، در زمان خشونت خالص و علنی. خشونت شرقی برای من یک مفهوم متمایز و ویژهس؛ خشونتی که شرق نشون میده سانسورنشده و نابه، یک مدل از خشونت بدوی انسانیه که به قدری فجیع مهلک و مشمئزکنندهس. نه مثل خشونت هالیوودی که بیشتر ترس رو در دلت میندازه، خشونت شرقی سراپاتو در بر میگیره و خشکت میکنه... تا عمق روحت نفوذ میکنه.
برچسب:
نویسنده: مینا مرادی